یا عشق...

من شاعر نیستم اما این شعر رو  سرودم فقط برای خورشید آسمون دلم 

 

 الا ای مونس شبهای تارم یا حسین(ع)

ای که دل دادم به تو دلدار خواهم یا حسین (ع)

گر شنیدی تو سلامم را بده آقا جواب

یا به من بنما خودت را در فراسو های خواب

یاحسینم عشق من دیگرندارم من توان

 گر توانی گیر دستم ای عزیز بی نشان

یا حسینم سرورم صحبت اندک میکنم

 عشق زهرا و علی .ع. در سینه ام حک میکنم

مهر مهدی را درون قلب خودجا می دهم

نام احمد (ص) را درون دیده ها حک میکنم

 

مسافر دربه در کوی توام حسین جان...............

گر پیر شدی حافظ از میکده بیرون شو ...

پیری می گفت :

اگه میخوای جوون بمونی فقط به کسی دردهای دلت رو بگو که دوسش داری ودوست داره ...

گفتم :پس چرا تو جوون نموندی ؟

پیر لبخند تلخی زد وگفت :دوسش داشتم و دوستم نداشت ...

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . . پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه ” پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند : او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود ! یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند . پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد ! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

شاید از لحاظ جسمانی پیر شدند اما دلهای هماره جوانی دارند وستودنی ...عشقشان از دسته عشقهای لیلی ومجنون است و محبتشان به یکدیگر خالص وبی ریا کاش قدر این گوهرهای نایاب را بیشتر بدانیم پای صحبتشان گاهی بنشینیم و درس زندگی را تجربه کنیم.

حافظ عزیز تو هم بمان هنوز دلی داری به وسعت دریا وآسمانی پر ستاره پیر نشدی جانم

پیرکسی است که ناامید شود ...

جگر شیر نداری سفر عشق نرو

به امید اینکه هماره دلهاتان جوان بماند

دوستدارتان مسافر

آسمون دلم گرفته ...

با این همه طراوت گلهای نسترن اشکم شکفته است

بدترين درد اینکه

برای توقف ريزش دانه های اشکت

لبخند بزنی

آی سهرابم

قایقت جا دارد ؟؟؟؟

قطعه گم شده ...

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

w01

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

w02

آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود

w03

دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.


w04

دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
- ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره
- من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

w05

دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.


w06

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.


w07

قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.

w08

نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید

سلام دوستان گلم هر کدوم از ما انسانها به خودی خود کامل نیستیم بلکه باهم ودر کنار هم کامل میشویم و با پیدا شدن نیمه گمشده خود به کمال وزیبایی میرسیم ونقصهامون رو از بین می بریم اما موضوع مهم اینکه که این نیمه گمشده رو به چه شکل پیدا کنیم و در کنارش به آرامش برسیم و این خوب نیست که مثل مثلث داستان تکه های گمشده رنگارنگی را صاحب شویم سهم ما فقط یک قطعه است آن قطعه ای که هم رنگ وهم زبان و هم شکل ما باشد و درین صورت است که موفق خواهیم شد وکامل ..

برای همه شما عزیزان بهترین نیمه گمشده را آرزو دارم

مسافر 

خدای آسمانها با تو باشد ...

 

انگار نمی آید و هم می آید


این دور و بر انگار که کم می آید


او عابر و من پیاده رو ، آه چقدر


از حاشیه رفتنش خوشم می آید

 

وقتي پيامبر(ص) خدا با توكل به ايمان ناب و استوارشان تنها با چهار نفر از خاصان ونزديكانشان در مقابل ديدگان همه مباهله را پذيرفتند بيش از پيش حقانيت دين اسلام در دعوت به پرستش خداي يكتا و دوري از شك و ترديد بر همگان به ويژه اعراب و مسيحيان آشكار گشت

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

«خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد.»

و درین روز بود که امام مهربانیها مولای متقیان و عاشقان حضرت عشق علی (ع) انگشتری خود را در نماز به سائلی بخشیدند همانان که در حال رکوع انفاق میکنند همه افتخارم اینست که مولایم امیرالمومنین است و چه زیبا گفت شهریار عزیز که خدایش رحمت کند

عزیزان دل فردا روز بزرگیست دعاکردن برای هم را فراموش نکنیم روزی که آسمان وزمین به آن فخر می ورزند

دلهای عاشقتان هماره بی نیاز از هر غصه باد

مسافر

عشق و عصبانیت ...

عکس های زیبا از عشق پدر به فرزند - سری اول

مردی درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسر ۶ ساله‌اش تكه سنگی برداشته و بر روی ماشين خط می‌اندازد.

مرد با عصبانيت دست كودک را گرفت و چندين مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودک زد،بدون اينكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود.در بيمارستان كودک به دليل شكستگی‌های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد.وقتی كودک پدرِ خود را ديد، با چشمانی آكنده از درد از او پرسيد: “پدر انگشتان من كی دوباره رشد می‌كنند؟”

مرد بسيار عاجز و ناتوان شده بود و نمی‌توانست سخنی بگويد، به سمت ماشين خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشين و ناگهان چشمش به خراشيدگی كه كودک روی ماشین ايجاد كرده بود افتاد كه نوشته بود:

“دوستت دارم پدر!”

دوستان عزیزم بهتره بدونیم که عصبانيت و عشق محدوديتی ندارند.

گاهی یک لحظه عصبانیت یک عمر پشیمانی به بار میاره و آنی عشق ورزیدن آسمان زندگی را آبی تر از همیشه میکنه ...فقط باید در انتخاب این دو اصل دقت کنیم که در چه موقعیتی کدام مورد رو بر گزینیم چرا که شاید گاهی لازم باشه عصبانی شویم .
يادمان باشد چيزهایی که در اطرافمانند برای استفاده كردن هستند و انسان‌ها برای دوست داشته شدن.
مشكل دنيای امروزی اين است كه انسان‌ها مورد استفاده قرار می‌گيرند و اين درحالی است كه اشیا دوست داشته می‌شوند.وقتی عشق ودوست داشتن ازبین میرود وجای خود را به بی مهری وتعلقات دنیوی میدهد گاهی خیلی زود فراموش میکنیم کسانی در اطرافمان هستند که سر منشا شادی وعشقند وما آنها را بدست روزگار سپرده ایم وخود را به فراموشی زده ایم..

ما قورت داده ایم همه دوستت دارم های در گلو مانده را

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند.

ما هدیه شیطان را به هم میدهیم ولی هدیه خدا را از یکدیگر پنهان میکنیم.

پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است …

ما بدهکاریم به یکدیگر

و به تمام ” دوستت دارم” های ناگفته ای

که پشت دیوار غرورمان ماند

و آنها را بلعیدیم

تا نشان دهیم که منطقی هستیم

آنجا که آسمان آبی است…

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

عزیزانم برایتان دلهایی دریایی آرزومندم

دلهایی که پر از عشق ودوست داشتن است

مسافر

گر چه پایان راه نا پیداست ..

دستانم شاید...

اما دلم نمی رود به نوشتن

این کلمات به هم دوخته شده کجا و

احساسات من کجا ...

این بار نخوانده مرا بفهم

عــشــق فــقــط عــزیزم و دوســـتت دارم نــیــســــت

عشق اینه که

تو هر شرایطی باهاش باشی , حتی اگه نفهمه...

حتی اگه نفهمه

همیشه برای همه ما آدمها فرصت ابراز عشق واقعی وجود داره فقط ...

http://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gifhttp://night2girl.persiangig.com/do2re9_th.gif

واقعا چند درصد از ما آدمها همدیگرو به خاطر خودمون دوست داریم اگه به یه نفر میگیم دوست دارم چقدر پای این حرفمون ایستادیم تا کی وکجا باهمیم وهمو تنها نمیزاریم تا کی وکجا...

آری آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیدا ست

امروز تو مدرسه باهمکاران یه بحثی درباره عشق وعلاقه واقعی در زندگی زناشویی داشتیم که باعث شد این پست رو بندازم این سوال برام ایجاد شد که من چطور میتونم میزان عشق طرف مقابلم رو بسنجم و یا چقدر میتونم در ابراز صد در صد عشقم موفق باشم ...

آیا همینکه به همسرم بگم دوست دارم کفایت میکنه ؟؟؟

گاهی ما باید زبان عشق رو بلد باشیم زبانی که ترجمه های متفاوتی در فرهنگ لغاتش داره

چرا آدمها نمی دانند!!
بعضی وقتا “خداحافظ
یعنی …نذار برم

 

در جمعی که ما با هم کار میکنیم چند نفرمون مجرد وچند نفر دیگه متاهلند ونظرات واعتقادات بسیار متفاوتی داریم برام جالبه تو جمع همکاران متاهلم یک نفر هست که خیلی از زندگی زناشوییش راضیه ودقیقا همون حرف همیشگی من رو میزنه که زندگی شیرینتر ازین حرفاست که بخواد به کدورت بگذره اما باز تو همون جمع کسایی هستند که بسیار سرد وبی روح از زندگی زناشویی تعریف میکنند در صورتی که مدت زیادی از زندگی مشترکشون نگذشته واقعا چی شده که به اینجا رسیدند چرا اینقدر سخت وغیر قابل انعطاف شدند چرا عشق این هدیه مقدس وارزشمند از دیدشون افتاده وهزار تکه شده به نظر من حتما راه حلی برای ایجاد دوباره یک عشق آسمانی وجود داره البته اگه خودشون بخوان وهمسرانشون هم کمک کنند ...

دوست عزیز اگر کسی شما رو واقعا دوست داشته باشه هرگز موجب ناراحتی شما نخواهد شد،حتی در مقابل کار نادرست شما رفتاری مناسب و شایسته خواهد داشت.

میشود در آسمان زندگی یک سبد از غنچه های یاس داشت

یا که در سوز و گداز شمع عشق

مثل پروانه کمی احساس داشت…

امیدوارم عشق حقیقیتون رو پیدا کنید و در کنارش به آرامش برسید

عاشق دلهای همیشه عاشقتان

مسافر

خدا هر چه ببخشد علی (ع)بهانه اوست...

دوستان عزیزم چقدر خوبه که شروع سال نو را آغاز ولایت امیرالمومنین (ع)قرار بدیم چون درین روز بودکه نعمت بر همه ما تمام شد من هرساله عید غدیر سفره ولایت در منزل می چینم و از هر خوبی مثل قرآن نهج البلاغه و آینه وشمعدان و شیرینی درین سفره قرار میدم در چنین روزی دلها فقط باید شاد باشد وشادی بیافریند و به هر نحو که شده این شاد بودن را نشان دهد یادش بخیر عید غدیر سال ۸۹ شب عید غدیر حرم مولای مهربانیها حضرت علی (ع)بودم روز عید در کاظمین و زیارت باب الحوائجات و شام عید بزرگ غدیر در حرم سالار کربلا عزیز ونور چشم زهرا ومن اون سال رو تا عمر دارم فراموش نمیکنم قشنگترین غدیر زندگیم بود.

روز عید به هر عزیزی که میرسیم دست اخوت میدهیم و با بیانی شیرین زمزمه میکنیم :

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین (ع)

  پس ای عزیز دل سال نو بر تو وخانواده محترمت مبارک باد

 آرزوی زیباترین ها را درین سال برایت دارم

جانا پر پروانه ما را بپذیر

عشق دل دیوانه ما را بپذیر

یک روز دگر مانده به پیمان غدیر

تبریک صمیمانه ما را بپذیر

دستانش در دستان آلاله ی همیشه تابان

درخشش را به مردی دیگر نوید می‌دهد

چشم از کوچکی‌اش قهر می‌کند، چشمه،

بزرگی دنیا را در زلالی آن دو، در آغوش می‌کشد

چشمه، دریا شد، موج، بهمن کوهسار .خورشید، شعله اولین نگاه

دستانش در دستان کسی که دخترش او را همسر خود نامید

دختری که خود مادر پدرش ماند

دستانش دستان کسی را به اهتراز در می‌آورد که عشیره‌ای

به حرمتش به سیادت می‌رساند

دستانش دستان علی را به اعلی می‌رساند

حال دستان علی هم نبض دستان اوست

دستان، والا پیامدار محمد(ص)

 

گرفتاریم و تسکین می دهد او

تبسمهای شیرین می دهد او

گدای درگه آن پادشاهم

که انگشتر به مسکین می دهد او

 

حقا که حقیقتا علی حق باشد 

 حق است علی ز حق که بر حق باشد


دیدیم خطی به دفتر لم یزلی

حق با علی و علی مع الحق باشد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

میگن برا ما بچه شیعه ها ازین عید بزرگتر دیگه نیست و باید که سنگ تموم بزاریم تو شادی وشاد کردن و دلی رو به دست آوردن صله رحم ودید وبازدید ...دلم حکایت یک عشق نا تمامه که با نام تو تمام میشه مولای عزیزم میدونم که شیعه ی خوبی برات نبودم اما هر جا نام علی اومد افتخار کردم که مولایم علی است .رو به اسمان زیبا میکنم وخداوند مهربان را را به پاس این نعمت عظیم شکر ..

ازین فضای مجازی استفاده میکنم و تبریک میگم به تمامی دوستان عزیزم این عید سراسر خجسته وآسمانی را و همچنین عذر خواهی میکنم از کسانی که روزی دلشان را به درد آوردم ..مرا به رسم رفاقت ببخشید وعفو کنید..

عزیزم برایت آسمانی پر از ستاره ولبانی پر از لبخند آرزو دارم عیدت مبارک

با توام ناز دلم

بهترین تبریکها را در زیباترین کادوها پیچیده وبا برچسب محبت به آدرس

زیباترین گل بهاری تقدیمت میکنم

دوستدارت مسافری در مشهد عشق

هوای حوصله ام ابری ست ...

باز هواي آسمان حوصله‌ام ابري است

و هواي ابرهاي سينه‌ام باراني است


بيقرار و بي‌قاعده‌ام ...


بغضي تلخ فضاي دل را آکنده مي‌سازد

و ابرها را آبستن باران...

مي‌دانم که باراني سخت در راه است ،

اما  ...اما

گاهی هم اینگونه میشود دل که بگیرد هوای باریدن دارد وبس

پس ببار ای دل بی قرار من

مسافر 

مسافر کوچولو...

تو یه سیاره دور افتاده تنها با گلش زندگی میکرد

مسافر کوچولو رو میگم همون که دنیای بچه گیهامون رو باهاش گذروندیم وقتی سیارشو نشون میداد خیلی دوست داشتم یه سفر به اونجا برم وگل قشنگشو از نزدیک ببینم چه کنیم دیگه دنیای بچگی بود و هزار آرزوی بزرگ و دست نیافتنی ...

هر وقت به گلش آب میداد وگل نازش چشاشو باز میکرد وبه اون لبخند میزد انگار دنیارو بهم می دادن ذوق مرگ میشدم از خوشحالی

حالا که بزرگتر شدم اسم سفر و مسافر برایم معنای گسترده تری پیدا کرده حالا دیگه

مسافر من کوچک نیست بلکه بزرگ شده مثل خودم

و من

امشب نيز

از ابتداي دل سياه شب

دلم باز عزم سفري سپيد كرده

باز هم دارد مي رود

گويی اين بار خود را براي سفري طولاني آماده كرده است

سفري طولاني به مقصدي

نزديك تر از نزديك...

«سفري تا کهکشان تو!»

گاهی باید برای رسیدن سفری را آغاز کنیم

یادت باشد در دل سفر است که دوست را بهتر میشناسی

پس سفر را آغاز کن با دوست

و انسان بی دوست غریب است

می دانستی

بی انتها ترین جاده دنیا جاده معرفت است و کمتر کسی قادر به پیمودن آن است

آهای تو

که آخر جاده ایستاده ای

سلاااااام

مسافر

منحنی عشق...

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟

لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه :

دوستت دارم


این خط منحنی زیبا را از هم دریغ نکنیم

لبخندم هدیه به تو

مسافر

عاشقانه ای برای دلم...

مرد نیستم اما حرفم یکیست :

"تو"

و من نمیدانم چرا بین این همه آدم پیله کردم به تو !

شاید فقط با تو پروانه میشوم . . . !


دلم ساعتی میخواهد که مانده باشد روی ساعتهای باتو بودن..

و ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست

و بــــاز هـــــم خیال تــــو

مــــرا

“برداشــــت”

کجــــا بــــرد نمــــی دانــــم

فقط می دانم ...

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

وتو از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد


آغوش بعضے هــا ...

علم را زیـر سوال مے برد !

آنقدر آرامت مے کند ...

کـہ هیـچ مُسکنے ...

جــایش را نمے گیرد...

و من :

بــــا هیــــچ کــلـــامــــی

بـــه جـــز ســکـــوتــــ

نمــی تــوانــم

وسعــت نبـــودنـــت را

تـــفسیـــر کنـــم

وتو :

صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامی

فقط “میم” مالکیت را آخرش بگذار

میخواهم باور کنم

مال تو هستم



فقط غروب جمعه نیست که دلگیر است

کافیست

”دلت” “گیر” باشد .

دوست من

گاهی لازم است برای دلت عاشقانه ها بسرایی که خیال نکند تنهاست

برای دلت باید که سنگ تمام بگذاری

گاهی شمعی روشن کن و برایش عاشقانه ای بخوان

مگر دل تو دل نیست

وقتی خودت برای دلت ارزش قائل شوی آنوقت هر بی ارزشی به حریمش راه ندارد

حریم دلت را پاک نگه دار که سزاوار پاکی باشد وبس

این پست هم تقدیم به همه دلهای عاشق

از جمله دل خودم

مسافر

عاشقان عیدتان مبارک باد...

 خوبان دائمی اند و ماندگار

مناسبتها تنها بهانه ایست تا از بهترینها یاد کنیم

آسمانت آبی و دلت از غصه دنیا خالی

لبانت پر از لبخند باد

عید را بهانه می کنم تا به همه کسانی که دوستشان دارم

سلامی بکنم ، نامت در اندیشه و مهرت در قلب من است  

عیدت مبارک ودلت شاد وآباد

نا قابلند تقدیم به تو که بهترینی

دوستدار تو مسافر

عرفه روز معاشقه با خدا ..

عرفه روز نیایش روز شناختن حقیقت بندگی برتمامی بندگان مخلص خدا مبارک باد

فردا هر چقدر که عاشق باشیم باز هم کم است اصلا باید فردا سنگ تمام بگذاریم برای خودمان .خدا را شکری بی نهایت که باز هم عرفه ای دیگر زنده گذاشت ما را برای رسیدن به درگاه ربوبیتش برای رسیدن به لحظه ناب وعاشقانه دعا در زیر آسمان مهربان ..خدا را صدها هزار بار شکر که باز این ماییم وعرفه و درهای رحمت بی منتهایش همان خدایی که حسین (ع)را از عرفات به سمت بهشت نینوا کشانید و در تاریخ آسمان وزمین بی همتا کرد ..

 همان خدایی که فرموده ادعونی استجب لکم به خداوندی خدا که هر گاه این آیه شریفه را زمزمه کردم تمام وجودم سراسر امید شد به رحمتش اویی که اگر بخوانیمش پاسخ می دهد حال آنکه این ماییم که او را فراموش کرده ایم چه شده ما را که دیگر نگاهمان به آسمان کم رنگ شده خودم را می گویم..

 مسافر بندگیت را به چه فروختی می دانستی این دنیا وفا ندارد مسافر برگرد به سمت آسمان وگره بزن نگاهت را به آن یار مهربان .مسافر برای باز گشت هیچ گاه دیر نیست او همیشه منتظر میماند صبرش  آنقدر زیادست که تو هیچ وقت نمی توانی بشمریش او مهربانتر از مادر وپدر است به تو

 مسافر دلت را بزن به دریا ودریایی شو برای او که ساحل نجات است برای تو..

میخواهم فردا را عرفه را فریاد بر آرم که:

لبیک اللهم لبیک

پروردگارا!

ببخش مرا که فقط دعا کردم.

 اگر چه دیر آمده ام، ولی آمده ام

به زلال اشکهای بندگان صالحت در صحرای عرفات قسم،

ما دورافتادگان از حریم عشق و عرفان را بپذیر.

 

پناه می برم به خدا

از عیبی که امروز در خود می بینم

و دیروز دیگران را به خاطر همان عیب ملامت کرده ام
 
دوستان عزیزم حلال کنید مسافر را اگر روزی دل مهربانتان را رنجاند
 
 

بار الها درین روزهای زیبا وآسمانی عرفه وعید بندگی(قربان) کمکم کن

آنچه ذبح می شود

نفسانیتم باشد به پای ربانیت تو...

این بیت را چه زیبا سرود شاعر زیبا بینش 

باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد

گاهی بهشت در دل آتش فراهم است

پیشاپیش روز نیایش زمینیان بر آسمانیان و عید بندگی وخلوص نفس عید بزرگ قربان را به همه شما نازنینان تبریک وتهنیت عرض میکنم .برایتان بهترین بهره ها را درین روزها آرزومندم

فردا در حرم آقا علی بن موسی الرضا(ع) دعا گویتان هستم

عزیزم :

برایت من، " خدا " آرزو دارم..

محتاج ناز دعایت

مسافر

آخرین یادگار کربلا ...

تو شفای دل زارت
همه جا فکر حسین است
به لبِ غرق به خونت
همه دم ذکر حسین است

 

سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین،

نور دیده زهرا، سپهر دانش و بینش،

امام محمد باقر(ع) تسلیت باد

دعای عشق بخوان..

دعای باران چرا ؟؟؟

دعای عشق بخوان ...

خدایا !کمی عشق ببار

این روزها دلها تشنه ترند تا زمین

دلم می خواهد دعای عشق بخوانم

http://raze-sarbaste.persiangig.com/new2/12.gif

در دنیای قاصدکها آنهایی که به دنیا دل نبسته اند نسیم بهانه ی پر بهایی شده برای پروازشان

کاش مثل آن قاصدکی باشیم که آزاد ورها در آسمان پرواز عشق را آغاز میکند اما تکلیف آن قاصدکهایی که می مانند چیست ؟

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما ...

کاش قاصدکی بودم و پرواز می کردم به جایی دور آنقدر دور که دیگر راهی برای بازگشتم نبود

قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز

در دلــــــــــم می گریند…!

دلگیرم از تمام الفبای زندگی به خصوص ف ا ص ل ه

امانم را بریده این فاصله

خدایا این روزها بد جور دلتنگم دلتنگ تر از همیشه نگاه زیبا وآسمانیت را ازمن نگیر که سخت محتاج ناز نگاهت هستم مرا دریاب ای مهربانتر از همه به من

بنده گنه کارتو

 مسافر