شاهدان عرش...

شهادت شوق عروج است وعروج شوق حضور وانتهای حضور مقام عند
وتنها شهید است که به مقام عند رب می رسد(وعند ربهم یرزقون )
این روزها بیشتر از همیشه عطر حضورشان را احساس میکنم
روزی همه ی آنها در لحظه ای حساس حاضر شدند تا من امروز جز غائبان نباشم
حال من حاضرم و آنها غائب...
گاهی از حضور خودم خجالت میکشم
قیمت نفس کشیدنم خیلی بالاست
به اندازه همه ی خونهای گرمی که بر زمین سرد ریخت و سبزی و آبادی آفرید
دین عظیمی است بر گردنم
رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می برد هر جا که خاطر خواه اوست
مدیونم حتی اگر لحظه ای فراموششان کنم
خدا کند هیچ گاه مدیونشان نشوم
امروز بدجور دلتنگ شهدا شدم ![]()

"حق همسایگی شهید"
سراسیمه وارد شد، گریه میكرد و میگفت من از چه كسی باید عذرخواهی كنم؟ به چه كسی باید بگم منو ببخشه؟
میگفت: من مخالف تدفین شهدای گمنام در این محل بودم و اعتقاد داشتم با آمدن این شهدا به نزدیكی منزل ما، اینجا قبرستان میشود و قیمت خانه های ما پایین می آید....
پسر 12 ساله من مبتلا به بیماری شدید پادرد بود،به نحوی كه قادر به راه رفتن نبود.
دیشب در رؤیای صادقانه شخصی را دیدم كه به من گفت:
اگر چه شما نمیخواستی ما همسایه شما شویم،اما حالا كه همسایه شدیم حق همسایگی را بجا می آوریم .
برای شفای پسرت رو به قبله بایست و سه مرتبه بگو الحمدالله....
با گریه از خواب پریدم ،ذكر را گفتم،پسرم شفا گرفت،حالا آمده ام عذر خواهی كنم...
شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید وما مرده ![]()
مسافر
